السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
69
تفسير الميزان ( فارسي )
پس مقصود از ستمكاران ، اين طايفه نيستند ، بلكه مراد آن عده از مردم هستند كه حالشان در ظلم و ستم ، حال همان كسانى باشد كه خداوند در آيات سابق داستانشان را آورده بود ، و مثل اينكه خداى تعالى در آن داستانها عموم مردم را در برابر دعوت الهيى كه متوجه آنان شده مانند يك دسته دانسته ، آن گاه آنان را به دو قسم پذيرندگان و مخالفين تقسيم كرده آن گاه در چند جاى آن داستانها از طايفه اول تعبير كرده به « الَّذِينَ آمَنُوا - آنان كه ايمان آوردند » ، و در نزديك ده جا از طايفه دوم كه دعوت او را رد كردهاند تعبير كرده به « * ( الَّذِينَ ظَلَمُوا ) * - كسانى كه ظلم كردند » ، مانند جمله « وَلا تُخاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا » « 1 » و « وَأَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ » « 2 » و « وَتِلْكَ عادٌ جَحَدُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْا رُسُلَه وَاتَّبَعُوا أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ » « 3 » و « أَلا إِنَّ ثَمُودَ كَفَرُوا رَبَّهُمْ » « 4 » و « أَلا بُعْداً لِمَدْيَنَ كَما بَعِدَتْ ثَمُودُ » « 5 » و امثال آن . خداوند سبحان از رد و قبول آنان در قبال دعوت الهى تعبير به فعل ماضى آورده كه تنها بر تحقق و وقوع دلالت مىنمايد ، چون مقام ، مقام قياس است و همين كه از مقام مقايسه بيرون مىآيد به صيغه اسم فاعل و يا در واقع به صفت تعبير نموده مىفرمايد : « وَقِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ » و يا : « وَما هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ » و يا : « وَلا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ » و امثال آن كه زياد آمده است . آرى ، همانطور كه اشاره شد مقام مقايسه و نسبت سنجى وضع مردم در برابر دعوت از نظر قبول و رد ، اقتضا دارد كه به صرف وقوع و تحقق اكتفاء كند ، چون بيش از اين احتياج ندارد كه بگويد فلان قوم و ملت جزو اين دسته شدند يا آن دسته ايمان آوردند ، و يا ظلم كردند ، و ديگر احتياج نيست به اينكه وصف استمرار و تلبس و اتصاف ايشان را بيان كند . پس مفاد جملات : « ظَلَمُوا » و « عَصَوْا » و « اتبعوا امر فرعون » اين است كه ايشان جزو اين دسته شدند ، و به ظلم و عصيان و متابعت امر فرعون شناخته گرديدند . و همچنين مفاد جمله « نَجَّيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا » اين است كه ما آنهايى را كه به صفت و علامت ايمان متصف هستند نجات داديم . پس در افاده اصل آن سمت و علامت تعبير به فعل ( ماضى ) كافى است ، هر چند لازمه
--> ( 1 ) درخواست مكن از من در باره كسانى كه ظلم كردند . سوره هود ، آيه 37 . ( 2 ) و گرفت آنان را كه ظلم كردند فريادى مهلك . سوره هود ، آيه 94 . ( 3 ) و اين عاد ( قوم هود ) انكار كردند آيات پروردگار خود را و نافرمانى كردند پيامبران خدا را و پيروى كردند فرمان هر سركش حق ناپذير را . سوره هود ، آيه 59 . ( 4 ) آگاه باشيد كه ثمود كافر شدند به پروردگار خود . سوره هود ، آيه 168 . ( 5 ) آگاه باشيد هلاك بر مدين ، هم چنان كه هلاك شد ثمود . سوره هود ، آيه 95 .